Thursday, April 29, 2010

خانه خاطرات 2

خانه خاطرات 2 -یک اقامت رویایی در پاریس در یک خونه قرن هجدهمی که موسیقیدان هایی نظیر شوپن و لیست یه زمانی توش بودن با دو تا آدمی که تو زندگیت دوستشون داری و یه زوج صاحبخونه باورنکردنی چیزیه که این خونه رو به خانه خطرات من تبدیل کرده

خانه خاطرات 1

خانه خاطرات - تو این خونه به دنیا اومدم و بزرگ شدم، چه زندگی ایی کردیم، مثل رویا، لذت می برم که هنوز سرپاست، هر وقت بهش نگاه می کنم باهام حرف می زنه انگار، احساس غرور می کنم . . . یه روز بر می گردم، در آغوش می گیرمت و می بوسمت . . . می خواهم به انتظارم سرپا بمانی

Thursday, April 22, 2010

دوست عزیز کوروش علیانی در وبلاگش مطلبی نگاشه در باره ستارخان و میرزا حسن رشدیه که دلم خواست برایش کامنت بگذارم اما چون اکانت گوگل می خواست پشیمان شدم و همینجا نظر را می گذارم بلکه ببیند
صرفنظر از این که مطلب کوروش درست است یا نه و اینکه جای تحلیل دارد

اینکه چرا ستارخان اینقدر معروف است که خب کاملا واضح است. ولی این که چرا میرزا حسن رشدیه معروف نیست یا خواص او را می شناسند، کاری است فرهنگی که باید بشود در باره او و نمی شود البته منظور این است که نمی گذارند که بشود یا حد اقل با اخم اجازه می دهند و بخشی از تاریخ اش را هم حتما پاک می کنند، به هر حال الان دوره آخوند است و برای این نظام آخوندی این خیلی بد است که جماعت ایران بداند که میرزا حسن رشدیه برای تاسیس مدرسه به شیوه امروزی چه درگیری هایی با آخوند جماعت داشته اس

شبی با کیانوش عیاری بودیم که سریال «روزگار قریب» را کارگردانی کرده بود و در بخش هایی نیز روایت میرزا حسن رشدیه را بنا به نیاز تاریخی باز سازی کرده بودف دلش خون بود از اینکه صدا و سیما چه پدری از ما در آورد تا بخش رشدیه را پخش کند و بعد از چند بار اتود و بریدن صحنه ها و سانسور حاضر به پخش شدند، حتی در مورد موسیقی آن بخش اشکال می تراشیدند